Arsip Blog

Popular Posts Today

Tampilkan postingan dengan label Photo Story. Tampilkan semua postingan
Tampilkan postingan dengan label Photo Story. Tampilkan semua postingan

That explains why Iran's planes crash all the time


Iran Air stands above all other airlines in Aircraft disasters.
Click on the Images to view in original size
11.58 | 0 comments | Read More

Vancouver Canucks ice hockey riot sees 100 arrested set1













Nearly 100 people were arrested amid city centre rioting after Vancouver's ice hockey team lost the deciding game of the Stanley Cup final, police say.
Click on the Images to view in original size
19.26 | 0 comments | Read More

احمد شاملو یک روز می بوسمت...

احمد شاملو یک روز می بوسمت...

می خندم و می بوسمت.
گریه می کنم و می بوسمت.
یک روز می آید که از آن روز به بعد ، من هر روز می بوسمت.
لبهایم را می گذارم روی گونه هایت ، و بعد هر چه بادا باد :
می بوسمت !



آرام تر از هر چه تصورش را کنی ، آهسته ، می بوسمت ...
یک روز می بوسمت . . .
فوقش خدا مرا می برد جهنم ! 
فوقش می شوم ابلیس !
آنوقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می شوی . . .
جهنم که آمدی ، من آن جا پیدایت می کنم و از لج خدا هر روز می بوسمت . . .
وای خدا !
چه صفایی پیدا می کند جهنم ...!

00.20 | 0 comments | Read More

تصاویر از ادیسون و یک داستان آموزنده Thomas Edison


ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد…
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود

.
در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود…

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!


من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد…!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت

!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
01.18 | 0 comments | Read More

prayer drawing, شعر کعبه

به کعبه گفتم 
تو از خاکی من خاک
چرا باید به دور تو بگردم
ندا آمد
چو با پا آمدی باید بگردی
برو با دل بیا تا من بگردم

01.13 | 0 comments | Read More

تو اگر بی من و مشتاق منی فاصله را بردار

تو اگر بی من و مشتاق منی
فاصله را بردار



01.09 | 0 comments | Read More

تصویری از غروب پاییز


غروب پايز
هوا دل انگيز

دلم به ياد تو
ز چشم خون ريزه
ز حال چشم من
هوا غم انگيز

01.07 | 0 comments | Read More

تصاویر از ایران و شعر سرای امید

ايران اي سراي اميد
بر بامت سپيده دميد

بنگر کزين ره پر خون
خورشيدي خجسته رسيد
اگر چه دلها پر خون است
شکوه شادي افزون است

 سپيده ما گلگون است ِ واي گلگون است 

که دست دشمن در خون است


اي ايران غمت مرساد
جاويدان شکوه تو باد

راه ما راه حق راه بهروزي است
اتحاد اتحاد رمز پيروزي است

صلح و آزادي جاودانه در همه جهان خوش باد يادگار خون عاشقان،
اي بهار تازه جاودان در اين چمن شکفته باد
01.00 | 0 comments | Read More

ابراهیم




رفتم نماز عشق بخوانم

چون ابراهیم از آتش ترساندم
00.21 | 0 comments | Read More

بودن یا نبودن




خسته از بودن ... تشنه ی یک لحظه نبودنم
00.13 | 0 comments | Read More

سبزترین اندیشه

تو را به سبزترین اندیشه ی یک گیاه
پیوند میزنم
شاید روزی سر از باغچه ی امیدم بر آوردی

00.04 | 0 comments | Read More

The Korean prostitute who was arrested for sex identity crime

The Korean prostitute who was arrested for sex identity crime



10.27 | 0 comments | Read More
Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...